اثری از مرضیه رشید پور من باید حتما فرو بروم در لمس تنیده به درخت چون شاخ و برگ باید برسم به قراری و از روزنه ی بنفشه ای بهار را ببینم، باید حتما گیسویی شوم در باد و رهایی را در شباهت چشم های تو به بیداری تماشا کنم، […]
سال: 2022
آثاری از مریم نواده
آثاری از مریم نواده نیمه های شب ، تیکه ای از ابر بهار بر بالینم گیسوهایم ، پر از شکوفه باران و من در عالمِ رویا ،،، رویایِ تو را می چیدم … 🌹🌹 چشم می بندم ، به یک درد کهنه به یک زخم باز چرکی و […]
آثاری از لیلا دهقان
آثاری از لیلا دهقان جای خالی ات را که می بینم بوی توست بر عرق های عرق کرده جای دستی ست بر دست هایی که عاشقانه، نوازش می کند بر بالشت لاغرت پری از پر قو نیست رشته ی الفتی ست که به مویی بند و من هر صبح […]
اثری از زهرا اسلامی
۱ – ته مانده ی دود قلیانم خاکستر ایست این چوپوق های سیب بود از بهشت رانده شدیم ۲_دگمه ی جنگ پیراهنی شده ایم که هیچ وقت تفسیر زندگی را به هم وصل نکرد ۳_ در سکوت میشنوی !؟ ناله ی عمیق عشق را گوش کن می دانم کسی پیدا […]
اثری از ندا قاسمی
داستان کوتاه زندگی ات را در آغوش بگیر زندگی میتواند در مدت زمان بسیار کوتاهی یک تغییر بزرگ کند ،میتواند از این رو به آن رو شود. کوروش کیانی شخصیت اصلی داستان یکی از کسانی که زندگی اش پر از اتفاقات و تغییر هاست.اگر بخواهم زیاد مقدمه چینی […]
اثری از فرشته احمدی
دلتنگنامه … بیداد پاییز را که دیده بودی فهمیده بودی چه بر سر رویاهایم آورده چه لزومی داشت قبل از رفتن بگویی: “مراقب خودت باش” تو که میدانستی من نمیتوانم مراقب خودم باشم اصلا بلد نیستم مراقب خودم باشم… . همیشه تو بودی که مراقبم بودی تو بودی که […]
اثری از سهیلا سبزه کار
از تو می گریزم به خیابان های کِش آمده ی شب که به روز نمی رسند تکاپویی بی حاصل در چهار راهی که علائم اش را باد با خود برده است پشت چراغی که سبز نمی شود تنهایی ام را در پیاده روهای خوابیده ی شهر پنهان می کنم میانِ […]
اثری از سمیرا رحیم زاده
محجوب هستم درمقابل چشمانت شعر می کنم حرف های دلم را می سرایم از عشق باهمین اشعار به تصرف مساحت پیراهنت آمده ام … جنگ بر پا می کنم برای مرزحلقه آغوشت … فقط بخوان دفتر شعرم را… سمیرارحیم زاده 🌹🌹🌹 چاپ انواع کتاب: شعر،داستان،دلنوشته،رمان،کتاب کودک،کتاب کار،ترجمه کتاب،سفرنامه،زندگینامه،نمایشنامه،فیلمنامه […]
آثاری از فاطمه جعفری
آثاری از فاطمه جعفری تو رفته ای و دستی که تو را پژمرد از گردن مرگ آویزان است رفته ای نه من و نه این چند سطر بی پنجره نمی توانیم تو را از خاکی که خون می خورد دوباره برویانیم تو رفته ای و هیچ کاری از دست آفتاب […]
آثاری از زهره مثال
یلداترین شبهای پاییزم گم کرده ام روز مبادا را تا پای شعری در میان باشد هرگز نخواهم صبح فردا را آبستنِ صد درد ِ پاییزم دردی که هر ثانیه می زاید زالو ی غصه می مکد جان را کاری زِدَستم بَر نمی آید هر لحظه با مرگی گلاویزم دیگر توان […]